من یه گل تو خاک حسرت تو تو آسمون ستاره من یه روزپژمرده میشم میمیرم با یه اشاره تودل شبهای مهتاب توهمیشه موندگاری مث این منه زمینی غم وغصه ای نداری به وجود خسته ی من این تویی که نورمی پاشی این منم محتاج نورت جون میدم اگه نباشی 


شاعر: شقایق گل همیشه عاشق

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 2:36 قبل از ظهر توسط شقایق |
راس راسی چه تلخه بی توروزارو به شب رسوندن معنی فاجعه میده لحظه های بی تو بودن چه قشنگه تورودیدن چه قشنگه تورخواستن چه صفایی داره امشب ازقشنگیات سرودن وقتی که پیش توبودم حس می کردم روی ابرام انگاری در بهشت و واسه ی مامی گشودن مث یه بت می پرستم تورو مست وعاشقونه واسه من مث نیازه تورودیدن وستودن باتوهیچی کنم ندارم برق شادی توچشامه پس نروتا قصه مون وهمه ی دنیا بدونن
نــــــــیـــــــــــاز



شـــــــاعر:شقایق گل همیشه عاشق 
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 4:4 قبل از ظهر توسط شقایق |
زندگیم قشنگه چون تومهربونی گل من حسم وتوی چشام چه خوب می خونی گل من همه ی دنیا بدن توتنها خوب عالمی می دونم که تاابدپیشم می مونی گل من دوس دارم تموم هستیم وبه پای توبدم اماتو یه روزنشی یه بی نشونی گل من تومث یه مرهمی روزخم کهنه ی دلم دواودرمونم شدی چه ناگهونی گل من وقتی ازراه اومدی توی چشام خیره شدی یکی گفت مقدسی از آسمونی گل من وقتی تونبودی دل خونه به دوش وخسته بود حالاتوبرای دل یه آشیونی گل من شاعر: شقایق گل همیشه عاشق
گــــــــــــل مـــــــــن 


+ نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط شقایق |
نیا ز

حرفای نگفته ام وازتودلم بیرون بریزم
بذارم پاروغرورم بزنم دلو به دریا
بگم بامنی همیشه حتی تو خیال و رویا
بگم نقش دوتا چشمات حک شده تو آسمونم
دلبرنازوقشنگم سرتو بذارروشونم
بگم عشقت تا قیامت توی قلبم خونه کرده
برق اون چشمای نازت دلم و دیوونه کرده
یادتو بامنه هرجا چه تو بیداری چه تو خواب
این دل دیوونه ی من می زنه واست چه بی تاب
وقتی می شنوم صداتو دل توی سینه می لرزه
یه کلام عاشقونه ات به همه دنیا می ارزه
می گذرن به سرعت باد لحظه ها وقتی که هستی
نمی دونی چه شیرینه وقتی روبه روم نشستی
شب من سحر نمیشه اگه نشنوم صداتو
اگه یک روزم نبینم رنگ زیبای نگاتو
دیدنت واسم نیازه انگاری شده یه عادت
دیدنت یه حس خوبه حس خوبه یه زیارت

![]()
![]()
![]()

+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 1:3 بعد از ظهر توسط شقایق |
ای عاشقای شهر من ماهممون مثل همیم زخمی عشقیمو همش منتظره یه مرهمیم برای گریه کردنا همش پی بهونه ایم ای عاشقا...ای عاشقا...ما هممون دیوونه ایم شب تا سحر...صب تا غروب توفکره دل داریمو بس! به عشق اون بیداریم وکی فکره ماها باشه پس؟ تاکی باید غصه و غم خوراکه سفرمون باشه تاکی باید زمونه با ما هانامهربون باشه آخرش این دل میمیره ازین همه حسرت و غم غصه هامون یه آسمون شادی هامون اما چه کم شاعر: شقایق گل همیشه عاشق





+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط شقایق |