تــوی دنیــــــای سیاه سفیــد ما حرفی از رنگین کمون نمیشه زد ماهی سرخ و قشنگ عیدمون شده زندونیـــه دست جزرو مد شده پنهون پشــت ابرای سیاه خورشیــدطلایــــی دنیــــای ما انگاری یکی بهش گفته برو دیــــگه تا آخردنیــــــادر نیــــا نمی یادصدای هیچ پرنده ای جزصدای قار قار یک کـــلاغ تـــوی خاطراتمون نمونده جــز طــرح مبهم و خیالی یه بــاغ حتی خوابمون سیاسفیـــدشده دیگه ممنوع شده رنگ سرخ وزرد روی دیوارای سنگـــی سکوت حک شده قلب پرازخون یه مــرد

شقایق صباحی وند
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط شقایق |
بــــــــــازی توبامن همیشه بی وفا بودی یه جو معرفت نداشتی نگو نه وقتی که گم شده بودم تو غبار توی جاده جام گذاشتی نگونه دیگه دیدنت سرابه می دونم مث یه خواب و خیاله می دونم خورشید روشن عشقمون دیگه کم کمک رو به زواله می دونم صدای بلنـــــــد خنده هـــای من یه روزی گوش فلک رو کر می کرد آخه دستـــــام توی دستای تو بود قصه هات خستگی هام ودر میکرد دلم وبازی میدادی مــــــگه نه؟ همه قصه هات دروغ بود مـــــگه نه؟ توی آسمون بی رنگـــــه دلت ماه عشقم بی فروغ بود مــــــگه نه؟
شقایق صباحی وند 
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط شقایق |
سلام دوستای عزیزم... ببخشید که دیر به دیر بهتون سرمی زنم امتحانات ترمم شروع شده واسه همین حتی وقت نکردم آپ کنم/ترانه جدیدی هم نگفتم یکی از اون قدیمی هاش و میذارم البته کمی تاقسمتی ضدعاشقانه اس برعکس کارهای جدیدم/... بی چشم ورو دیگه برو بی چشم ورو دس تو رو شده برام توبی وفابودی ومن در نیومد حتی صدام حیف تموم اشکائی که واسه تو هدردادم یه روزگاری یادته جای تو بود روی چشام حالا دیگه مردی واسم یه عابری همین وبس یه روزی مث من میشی نداری راه پیش و پس دیگه نمیشه باورم حرفا و وعده های تو دیگه نمی لرزه دلم برای خنده های تو تودیگه مث گریه هات دروغ محضی واسه من برودیگه تنهام بذار حرفای تکراری نزن بروبرو بازیم نده دیگه نمی خوامت تورو دوس ندارم ببینمت عشقت و بردارو برو ![]()
![]()
شاعر : شقایق گل همیشه عاشق
+ نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 1:32 قبل از ظهر توسط شقایق |